خلوت..........دنج/....................
باز درچهره ى خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندمو در غربت يار
حسرت بوسه ى هستى سوزت
باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد تورا نقش نمود
بر لبانت هوس مستى ريخت
در نگاهت آتش طوفان بود...
برچسب:
نویسنده: الهه